فیلم مکبث (Macbeth) 2015 ؛ خلق نسخه سینمایی از اثری تئاتری.

0
107

نقد و بررسی فیلم مکبث (Macbeth) 2015؛ خلق نسخه سینمایی از اثری تئاتری.

اقتباس بر اساس آنچه در لغتنامه دهخدا گفته‌شده به معنای فراگرفتن آتش است و یا گرفتن پاره­ای از آتش؛ فرآیندی است از افزایش و کاهش در متن اولیه و استفاده از یک اثر برای ساخت اثری دیگر. اقتباس یک اثر نیاز به شناخت کامل آن اثر و مدیومی که اثر اقتباس‌شده به آن منتقل می‌شود دارد.

مکبث (Macbeth) شاهکار ادبی ویلیام شکسپیر است برای تئاتر و اجراهای صحنه‌ای. و اقتباس از آن به دلیل آوازه‌اش پر ریسک. از جهت دیگر اما به دلیل عناصر قدرتمند دراماتیک نمایشنامه شکسپیر چنان استوار است که ساخت هرگونه اثر نمایشی و سینمایی دراماتیک را خودبه‌خود پایدار خواهد کرد.

اقتباس از اثری که خود شاهکار و به‌تنهایی ایستاست. شمشیری دو لبه است. کاری است پر چالش و نیازمند شجاعت. اما چگونه از این اثر نمایشی نسخه‌ای سینمایی بسیار زیبا بیافرینیم؟ پاسخ این پرسش را در فیلم مکبث به کارگردانی جاستین کورزل و نویسندگی جیکوب کسکوف، مایکل لیسلی، تاد لوئیسو می‌توان یافت.

داستان فیلم مکبث (Macbeth) 2015

فیلم مکبث (Macbeth) 2015 با بازی مایکل فاسباندر داستان اشرف زاده سلحشور و جاه‌طلبی است که با شنیدن پیش‌گویی جادوگران و به تحریک همسرش (لیدی مکبث با بازی ماریون کوتیار)  پادشاهش (دانکن) را برای رسیدن به تخت سلطنت به قتل می‌رساند. اما دچار اغتشاش و فروپاشی ذهنی می‌شود و باآنکه با قتل رقیبان و وارثان پادشاهی در پی تثبیت جایگاهش است. اما نتیجه چیزی نمی‌شود که انتظارش را می‌کشد.

⇐در نقطه ویرگول از سنما بخوانید.

در همان سکانس ابتدایی فیلم تفاوت خود با نمایشنامه را با قاب‌بندی‌هایش به نمایش می‌گذارد. فیلم با نمایی بسته از فرزند ازدست‌رفته مکبث و مراسم آتش‌سپاری او آغاز می‌شود. نمایی که موتیف تکرارشونده‌ای در فیلم است. که کورزل با آن مسئله روانی حضور و فقدان فرزند را برجسته می‌کند. در طول فیلم ما بارها و بارها نماهای بسته‌ای از چهره‌های پسران در سنین مختلف می‌بینیم. گویی هرکدام استعاره‌ای از فرزند ازدست‌رفته مکبث است. این عنصر باعث ورود داستان و درواقع پس‌زمینه‌ای از اتفاقات در حال وقوع و احساسات شخصیت‌ها در قاب دوربین است. که تنها به کمک تصاویر روایت می‌شود.

روایت به کمک تصویر

روایت به کمک تصویر، مشخصه اصلی فیلم‌های سینمایی است. کنترل کامل و تأکید بر احساسات منتقل‌شده از چهره بازیگران  با استفاده از نماهای بسته و متوسط. همین امر انتخاب درست ماریان کوتیار با بازیگری فوق‌العاده چشمان و صورتش که از مشخصه‌های بازیگری اوست به نمایش می‌گذارد. به‌خصوص در بازی دراماتیک و فوق‌العاده‌اش در تک‌گویی‌ای مشهور لیدی مکبث که در نمایی متوسط اتفاق می‌افتد.

«امیر فیف زنی داشت؛ اینک اینجاست؟ – چطور! آیا این دست‌ها هرگز پاک نخواهند شد؟ بس است سرور من، بس است: شما با این دلهره‌ها همه‌چیز را تباه می‌کنی.»

و همچنین بازیگری خوب مایکل فاسباندر در نقش مکبث دیوانه و پریشان که شاید به‌اندازه ماریان کوتیار استادانه نباشد اما بسیار هوشمندانه است.

فیلم مکبث (Macbeth) 2015 لیدی مکبث
فیلم مکبث (Macbeth) 2015 لیدی مکبث

مسئله‌ی چهره و چشمان بازیگران که در تئاتر و درام نمایشی نشان دادن آن روی صحنه به دلیل فاصله تماشاگران با صحنه و عدم کنترل در زاویه دید آن‌ها به‌سختی اتفاق می‌افتد. همین باعث می‌شود فیلم برخلاف درام نمایشنامه شکسپیر که به کمک دیالوگ‌ها و کاراکترهای بسیارش پیش می‌رود. به کمک تصاویر و دیالوگ‌های بسیار کاسته شده به‌خوبی پیشروی کند.

دیگر مشخصه سینمایی فیلم مکبث (Macbeth) 2015 که تفاوت را با نسخه‌های معمول کلاسیک تئاتری و اجرایی روی صحنه شکسپیر رقم‌زده برده شدن داستان و اتفاقات مختلف به صحنه‌های خارجی همراه با نماهای بسیار باز طبیعی است. برخلاف صحنه تئاتر که فضاهای دکور بندی شده و درونی دارد.

«آه این دست ها»

یکی از چند نمونه قاب‌بندی موفق در فضای، باز تفاوتی است که به‌واسطه با نماهای باز، سرد و مه‌آلود پیش از شروع جنگ افراد بسیار اندک مکبث و دشمنانش در ابتدای فیلم که فضایی اندوهگین می‌سازند و نماهای باز و دور در سکانس‌های پس از پیروزی مکبث و دیدار او با پادشاه به چشم می‌آید. دیگر مشخصه توانایی کنترل بر میزانسن طبیعی است که مشخصه‌ای سینمایی است. همین به کارگردان کمک کرده تا در این فضاهای باز و گاهی بسته تصاویر خارق‌العاده‌ای خلق کند. همانند نبردهای آهسته شده در فضای باز همراه با غبار به رنگ خون و یا به‌طور مشخص در فضاهای بسته.

در سکانسی پس از کشته شدن پادشاه مکدوف به دست مکبث ما او را درصحنه و میزانسنی می‌بینیم که از سقف اتاق بر سر و دستانش باران می‌بارد. و دیالوگ مشهورش را ادا می‌کند.

«آه این دست‌ها چشم‌های مرا برمی‌کند! همه اقیانوس نپتون بزرگ آیا می‌تواند خون دستم را بشوید و بزداید؟»

و یا در سکانس پس از مرگ لیدی مکبث. مکبث از گوشه چپ کادر وارد تالاری خالی با فضایی سرشار از نورهای سرد  می‌شود و روی صندلی‌اش می‌نشیند. که معناها و فضای متفاوتی با سکانس دیگری می‌سازد که لحظاتی بعد به نمایش درمی‌آید.  برخلاف سکانس حضور مکبث در تالار پادشاهی دریکی از سکانس‌های  پایانی فیلم فرزند مکدوف (مالکوم) در همان تالار است، با همان زاویه دوربین و همان شکل ورود به کادر تصویر اما با پرتوهایی از نور کاملاً گرم. تمام این‌ها به‌خوبی وضعیتی سینمایی برای این اثر ادبی بزرگ می‌آفریند. و داستان را در زاویه‌های دیگری روایت می‌کنند.

صدا ها و فیلم مکبث (Macbeth) 2015

فیلم مکبث (Macbeth) cover 2015
فیلم مکبث (Macbeth) 2015 cover

دیگر مشخصه موفق در فیلم مکبث (Macbeth) 2015، کورزل استفاده از صداهاست. آن‌هم به دو شکل که هیچ‌کدام بی‌هدف و معنا نیست. یک استفاده از موسیقی متن فوق‌العاده در طول صحنه‌ها و نماها و دیگری استفاده از صداهای ریز همچون خنجرهای فرورفته در بدن‌ها.همچون سکانس مرگ پادشاه در تخت و یا مبارزه نهایی مکبث و مکداف. صداهایی که کاملاً بولد شده‌اند تا در جهت پیشروی و انتقال حس‌های خاص فعال و مفید باشند.

در پایان

می‌توان گفت باآنکه به نظر، کورزل می‌توانست در بعضی جهات همانند مسیر دیوانگی و آشوب‌های ذهنی شخصیت مکبث دقیق‌تر عمل کند؛ اما مکبث ۲۰۱۵ نسخه‌ای هیجان‌انگیز، موفق و بسیار سینمایی بر پایه درام فوق‌العاده شکسپیر است که همین شاید دلیل تشویق ۱۰ دقیقه‌ای مخاطبان در جشنواره فیلم کن در سال ۲۰۱۵ باشد. بااینکه در گیشه چندان موفق نبود. و با بودجه ۲۰ میلیون دلاری حدود ۱۶ میلیون دلار فروش رفت.

ارسال یک پاسخ

لطفا دیدگاه خود را وارد کنید!
لطفا نام خود را در اینجا وارد کنید