همنوایی شبانه ارکستر چوب‌ ها (هم آغوشی واقعیت و خیال)

0
305

همنوایی شبانه ارکستر چوب‌ ها ادغام و هم‌آغوشی واقعیت و خیال است.  واقعیتی که برای پناهنده ای مهاجر به‌شدت عادی است. و خیالی که ساخته ذهن راوی‌ای در آستانه دیوانگی است. این رمان اولین بار در سال ۱۹۹۶ در آمریکا و سپس در ایران منتشر شد.

نقطه ویرگول

ایده اولیه

با دوستی در هلند مکاتبات پی‌در‌پی داشتم نامه‌هایی سراسر مهمل، چرت‌وپرت، آخرین نامه را که نوشتم دیدم خیلی خوب و جالب ازکاردرآمده، دیگر نامه را نفرستادم و شروع کردم به نوشتن رمان. آن نامه اکنون همان دو سه صفحهٔ اول رمان است.

این ماجرای شروع و ایده‌ی اولیه یکی از بهترین رمان‌های ادبیات فارسی از زبان نویسنده آن رضا قاسمی است.

ادبیات مهاجرت

همنوایی شبانه ارکستر چوب‌ ها رمانی پست‌مدرن و سورئال از رضا قاسمی؛ نویسنده، نمایشنامه‌نویس و کارگردان است. این رمان درب جدیدی بود که به روی گونه‌ای از ادبیات به نام ادبیات مهاجرت در ایران باز شد. رمان را بدون اغراق می‌توان یکی از بهترین رمان‌های پس از انقلابِ ادبیات داستانی ایران دانست.

حالا، وقتی به لیستِ دورودراز کشورهایی فکر می‌کردم که سال‌هاست و در برخی موارد قرن‌هاست برای استقلال می‌جنگند، می‌فهمیدم چرا از دست دادن استقلال این‌قدر آسان است و به دست آوردنش آن‌همه دشوار؛ و من که کشورم را ترک کرده بودم، برای آنکه به همه‌چیز من کار داشتند، حالا احساس می‌کردم نفرین‌شده‌ای هستم که وقتی هم توی قبر بگذارندم به‌جایی خواهم رفت که به همه‌چیزِ من کار خواهند داشت! (همنوایی… – صفحه ۸۶)

هم نوایی…

(هم نوایی…) داستان مهاجری چهل‌ساله در پاریس است به نام یدالله؛ راوی داستان رمانش به همین نام را که واقعیت پیداکرده و یا اگر بخواهم دقیق‌تر بگویم؛ داستان قتلش توسط همسایه‌اش پروفت (به معنای پیامبر) را به دو فرد مرموز به نام‌های فاوست مورنائو و رفیق بغل‌دستی که همان شخصیت سرخپوست کتاب پرواز بر آشیانه فاخته است بازگو می‌کند. می‌توان این دو شخص رمان را بازنمایی طنزآمیزی از نکیر و منکر دانست. این طنز که در این دو شخصیت در همان آغاز رمان دیده می‌شود در تمام داستان ادامه دارد. قاسمی درباره حضور طنز در رمان می‌گوید:

نویسنده اول باید بتواند به خودش بخندد، برهنه باشد، «طنز» باعث برهنگی نویسنده می‌شود.

همنوایی شبانه ارکستر چوب‌ ها
همنوایی شبانه ارکستر چوب‌ ها

در بخشی از رمان میخوانیم:

کتاب را من سال‌ها پيش نوشته بودم. خيلی پیش‌تر از آنکه همه آن اتفاقات رخ بدهد. داستانی کاملاً خيالی… در آن هنگام هیچ‌کدام از شخصیت‌ها را نمی‌شناختم. بعد زندگی‌ها هم شبيه اين کتاب شد… بيشتر شب‌ها اين کتاب را بازنويسی می‌کردم… می‌خواستم با تغيير ماجراها سرنوشتی را که در انتظارم بود عوض کنم… پس ماجراها را تعديل يا تحريف می‌کردم.” (همنوایی…- ۱۳۲)

داستان همنوایی شبانه ارکستر چوب‌ ها پازلی است در هم و گنگ، که رضا قاسمی رفته‌رفته آن را کامل و آشکار می‌کند.

جوایز

برنده جایزه بهترین رمان اول سال ۱۳۸۰ بنیاد گلشیری

رمان تحسین‌شده سال ۱۳۸۰ جایزه مهرگان ادب

برنده بهترین رمان سال ۱۳۸۰ منتقدین مطبوعات

کتابشناسی

هم نوایی شبانه ارکستر چوب‌ ها، رضا قاسمی، ۲۰۷ صفحه، نشر نیلوفر.

ارسال یک پاسخ

لطفا دیدگاه خود را وارد کنید!
لطفا نام خود را در اینجا وارد کنید